۱۳۸۹ دی ۱, چهارشنبه

استعفاي وزير اطلاعات پس از دخالت هاي مشايي


خبرنگار خبرگزاري «انتخاب» از استعفاي حجت الاسلام مصلحي وزير اطلاعات خبر داد.

يك منبع مطلع در گفت و گو با خبرنگار سياسي ، ضمن بيان مطلب فوق، ادعا كرد: مصلحي وزير اطلاعات به دليل آنچه "دخالت هاي مشايي در اين وزارتخانه" خوانده شده، از سمت خود استعفا كرده اما هنوز مورد موافقت رييس جمهور واقع نشده است.

اين منبع مطلع، در مورد آنچه "دخالت هاي مشايي در وزارت اطلاعات" خواند، چنين گفت: ظاهراً آقاي مشايي به صورت هفتگي رفت و آمدهاي بسياري در وزارت اطلاعات دارند و حتي يك اتاق شخصي نيز در اين وزارتخانه، به خود اختصاص داده است.

وي همچنين با اشاره به اينكه "عزم مشايي براي شركت در انتخابات" جدي است، از تكرار برخي ادعاهاي پيشتربيان شده از سوي مشايي در قالب فايل صوتي (و البته تكذيب شده) خبر داد.

اين منبع مطلع، همچنين از برخورد جدي حجت الاسلام مصلحي با مشايي خبر داد و گفت: اين وزارتخانه به دستور مصلحي، مانع ورود مشايي ريس دفتر رييس جمهور به ساختمان اصلي اين وزارتخانه شده است.

خبرنگار ما در ادامه كسب اطلاع كرد كه مشايي نيز از رييس جمهور خواسته با استعفاي مصلحي موافقت كرده و فرد مورد تاييد وي را بر مسند اين وزارت خانه ي مهم، بنشاند.

۱۳۸۹ آذر ۳۰, سه‌شنبه

منشور محمود


منم محمود!
رئيس جمهور رئيس جمهور ها
رئيس جمهور بزرگ
رئيس جمهور دادگر
رئيس جمهور ايران!
رئيس جمهور غزه!
رئيس جمهور لبنان!
رئيس جمهور سوريه!
رئيس جمهور عراق!
افغانستان! فلسطين! كومور! برنه! توگو! نيكاراگوئا! ونزوئلا! نيجريه! آنگولا! برونئي! اوگاندا! بوليوي! گابون! مالي! هائيتي! اتيوپي! مالديو! گينه! پرو! شيلي! و همه جاها
رئيس جمهور چهار گوشه جهان
در بارگاه نمايندگان ايران بر تخت شهرياري نشسته ام
خداي بزرگ دل هاي پاك مردم متعهد ايران را متوجه من كرد زيرا من اورا ارجمند و گرامي داشتم
ارتش بزرگ من به آرامي وارد تهران شد
نگذاشتم رنج و آزاري به مردم اين شهر و سرزمين وارد آيد
ريشه بيكاري را كندم و به بدبختي هاي آنان پايان بخشيدم
من فرمان دادم كه هيچكس اهالي شهر را از هستي ساقط نكند، مگر آنكه فتنه گر باشد!
وقتي كه بنده با راي قاطع و ميليوني مردم خود بر تخت رياست جمهوري نشستم، دستور دادم تا يارانه ها را به مردم پرداخت كنند، و نظام ظالمانه سوبسيد را سرنگون كردم!
سايه ي ديو ارزاني را از سر مردم برداشتم!
فرمان دادم تمام نشرياتي را كه بسته اند رفع توقيف كنند تا هرچه كه مي خواهند بنويسند،
سپس چون ديدم قدر آزادي را نمي فهمند دستور دادم كه آن ها را ببندند و صاحبانشان را دست گيري كردم!
براي تمام سرزمين ها نامه فرستادم
چند بار در تالار ملل سخنراني كردم و با حرفهايم دنيا را تركوندم!
دل چند هسته را شكافتم اما آفتابي در آن ميان نديدم،
پس دستور دادم كه همچنان هسته ها را تا نتيجه مطلوب بشكافند!
همراهم اسفنديار!! به من گفت سرزمين هاي منزوي باز هم قطع نامه صادر كرده اند
و من نيز قطع نامه دان هاي آنان را به پارگي بشارت دادم!
بر مردم سهام عدالت ارزاني داشتم
صندوق ذخيره ارزي را خالي كردم و كشور را از اين معضل ديرين رهانيدم!
ممه ها را از لولو باز ستاندم و در جايگاهشان باز گرداندم تا هرروز برايم زندگاني بلند را آرزو كنند
اسنادش هم موجود است!!
مردم فقير چين را از بدبختي رهانيدم
و برادران روسي خود را اطعام كردم
من به همه سنت ها و رسوم كشور هاي زير فرمانم احترام مي گزارم به شرطي كه نخواهند آن را علني كنند
به آزادي بيان احترام گزاردم و محلي را به نام كهريزك براي اين كار اختصاص دادم كه تا مي توانند فرياد بزنند!
من جلوي گشت ارشاد را گرفتم و نگذاشتم كسي را به خاطر موها و لباسش بازداشت كنند
آخر مگر مشكل كشور اينه؟
اينه؟!!
شهر به شهر سفر كردم و داد مردم را ستاندم
دستور دادم به طور مساوي سانديس و كيك به مشتاقان بدهند!
آزادي انديشه را ارج نهادم، گذاشتم هركس هر فكري دارد بكند و من هم كار خودم را كردم و حرف خودم را زدم!
كارهاي بزرگ كردم و رايحه ي خوش آن را به سرتاسر سرزمين ها پراكندم!!
و خيلي كار هاي ديگر كه نمي خواهم بگم!

بگم؟

بگم؟

۱۳۸۹ آذر ۱۸, پنجشنبه

مصطفي تاج زاده و محمد نوري زاد ممنوع الملاقات شدند


بنا بر گزارش ها، مصطفي تاج زاده، عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و جبهه مشاركت، و محمد نوري زاد، روزنامه نگار و فيلم ساز، كه در قرنطينه زندان اوين به سر مي برند، ممنوع الملاقات شده اند.



به گزارش «كلمه» ماموران به خانواده هاي مصطفي تاج زاده و محمد نوري زاد گفته اند كه آنها ممنوع الملاقات شده اند.

طبق اين گزارش، اين دو زنداني در دو هفته اخير «به بهانه آلودگي هوا» اجازه نيافتند تا با خانواده هاي خود ملاقات كنند.

مصطفي تاج زاده، پس از انتخابات رياست جمهوري سال گذشته بازداشت و به شش سال زندان و ۱۰ سال محروميت از حقوق اجتماعي و سياسي محكوم شد. مصطفي تاج زاده در مردادماه سال جاري پس از چند ماه مرخصي به زندان بازگردانده شد.

محمد نوري‌زاد در جريان حوادث پس از انتخابات در نامه هايي خطاب به آيت الله علي خامنه اي، رهبر جمهوري اسلامي وي را مسئول سركوب هاي پس از انتخابات دانسته بود. محمد نوري زاد در آذر ماه سال گذشته به اتهام «توهين به مسئولين و تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي» بازداشت شد و بيش از هفت ماه را در زندان و از جمله در سلول انفرادي گذراند.

وي كه در سوم تير ماه سال جاري با قرار وثيقه ۳۰۰ ميليون توماني آزاد شده بود، پس از آن كه در اواخر مرداد ماه بار ديگر نامه‌اي خطاب به رهبر جمهوري اسلامي نوشت، به زندان بازگردانده شد.

مصطفي تاج زاده و محمد نوري زاد، بعد از آن كه اواخر مرداد ماه ۱۳۸۹ بعد از چند ماه مرخصي دوباره به زندان اوين باز گردانده شدند، در بند قرنطينه و در سلول مشتركي زنداني هستند.

نامه همسر نوري زاد

در همين حال، فاطمه ملكي، همسر محمد نوري زاد، در نامه اي به شرح آنچه كه در جريان حوادث پس از انتخابات بر همسرش رفته، پرداخته است.

به گزارش «كلمه» در اين نامه همسر نوري زاد با اشاره به گذشت حدود ۱۱۰ روز از احضار مجدد همسرش نوشته است:« در اين فاصله، همسرم چهار نامه جهت مرخصي نوشته اند كه متاسفانه پاسخ ايشان را با شكايت جديدي از سوي مامورين وزارت اطلاعات داده اند! من هم در تاريخ ۱۵ آبان نامه اي به دادستان نوشته ام مبني بر درخواست مرخصي فوري ايشان و ملاقات حضوري كه تاكنون نداشته ايم، و هنوز هيچ پاسخي دريافت نكرده ايم.»

محمد نوري زاد در دادگاه بدوي به سه سال زندان و ۵۰ ضربه شلاق محكوم شده است.

۱۳۸۹ آبان ۲۹, شنبه

مسؤولان ايراني نخوانند : دليل جالب بركناري دو مقام اروپايي


اين خبر را كه مربوط به مدتي پيش است بخوانيد: شهردار استكلهم به دليل پرداخت هزينه بنزين خودروي شخصي اش از بيت المال، مجبور به كناره گيري شد.

به گزارش عصر ايران، روزنامه اردني الدستور نوشت: شهردار استكلهم پايتخت سوئد كه همزمان رياست يكي از احزاب اين كشور را نيز برعهده دارد ناگهان بدون مقدمه و به صورت ناگهاني خود را در ميان موجي از انتقادات و خشم كم نظير مردمي ديد و از طرف مطبوعات و رسانه ها به فساد مالي متهم شد.

وي در نهايت مجبور به كناره گيري از سمت شهردار استكلهم شد.

تمام اين اتهام شهردار استكلهم اين بود كه خانم شهردار با استفاده از كوپن هاي دولتي (ژتون)، براي خودروي شخصي خود بنزين زده است.

منتقدان و مطبوعات در سوئد گفته اند: اگر شهردار از اموال عمومي استفاده شخصي كند پس ديگر كارمندان شهرداري با اموال عمومي به دست آمده از ماليات هاي عمومي، چه مي كنند و اين مبالغ را چگونه هزينه مي كنند؟

البته شهردار استكلهم در واكنش به اين انتقادات قسم ياد كرده كه در پمپ بنزين، متوجه جا گذاشتن كيف پول خود مي شود و لذا مجبور شده از كوپن هاي دولتي براي پرداخت هزينه بنزين استفاده كند.

وي اضافه كرد: در اين شرايط چه بايد مي كردم ؟ آيا بايد با پاي پياده به شهرداري مي رفتم يا اينكه از ساير شهروندان پول قرض مي گرفتم؟ من فقط كيف پولم را جا گذاشته بودم.

البته مطبوعات و منتقدان اين توجيه هاي خانم شهردار را نپذيرفته و گفتند: اين توجيه ها براي شهردار استكلهم مناسب نيستند و وي مي توانست به جاي خيانت در امانت، خودروي خود را ترك و از وسايل حمل و نقل عمومي براي رسيدن به مقصد استفاده كند.

شهردار استكلهم علاوه بر كناره گيري از سمت خود، از جايگاه حزبي اش نيز به عنوان رئيس حزب، كنار گذاشته شد تا به كلي از صحنه سياسي سوئد حذف شود.

يك رويداد مشابه در فنلاند

اين درحالي است كه پيش از اين وزير بهداشت فنلاند نيز به دليل كشف فساد مالي اش مجبور به استعفا شد.

اين وزير فنلاندي به هزينه دولت، سه مرتبه با همسر خود تماس تلفني بين المللي برقرار كرده بود.

اين حادثه باعث خشم و عصبانيت افكار عمومي و مطبوعات فنلاند شد چرا كه اين فرد با سوءاستفاده از جايگاه خود به عنوان وزير كابينه با هزينه پرداختي توسط ماليات دهندگان فنلاندي سه مكالمه بين المللي شخصي انجام داده بود.

اين وزير فنلاندي نه تنها استعفا كرد بلكه پرونده اي براي وي در دادگاه تشكيل و مجبور شد هزينه اين سه تماس تلفني بين المللي را بپردازد.

يك رويداد مشابه در ايران

بله؟!

نظرات كاربران سايت عصر ايران در مورد اين مطلب :
*بله.. رو خوب اومدي

اصلا كو فساد در ايران؟؟؟؟؟؟؟؟ خاك به دهانم!!!

*اين "بله؟!" آخرتان خيلي پر معنا و براي خودش يك مقاله بود!

*البته بركناري شهردار سوئدي اتفاقي است كه شايد حدود 10 سال پيش اتفاق افتاده و بنده اين جريان را سالها پيش شنيده ام. به هر صورت فاصله زماني تفاوتي در اصل ماجرا و درسي كه از آن گرفته ميشه ايجاد نميكنه. مطلب خوبي بود.

*اگر ميخواستيم طبق قوانين سوئد رفتار كنيم،تا بحال ميبايست ده ها وزير و وكيل و مسئول در ايران خودشان را دار ميزدند.

*بابا توو ايران مسئولين شيفتگان خدمتند. سرشون بره، شغلشون نميره

*ايول آخرش خيلي باحال بود

*معلوم هست چي ميگيد؟
ايران و اين حرفها؟

*بايد هم بركنار ميشدند. در كشور ما هرگز چنين مسائلي پيش نميآيد و آنها كلهم اجمعين بايد استعفا بدهند و اداره كشورشان را در راستاي مديريت جهاني به ما بسپارند.

*تو ايران فساد اقتصادي و اداري بيداد ميكنه!!! به نظرم اسلام فقط تو ايران در حد حرفه!!

*حتما مسؤولان ما از اين كارا نمي كنن كه استعفا بدن جو سازي نكن

*آن كشورها بايد از ايران ياد بگيرند كه مسئولين ازحقوقشان دانشگاه راه وشهرها را ميسازند وبيت المال را براي آينده گان ذخيره مي كنند

*عزيزان زياد شلوغش نكنيد.
اصلا صورت مسئله اي وجود ندارد!
ببينم مگر در مملكت ما مسئولين ماشين شخصي سوار ميشوند كه حالا بياييم بررسي كنيم بنزين شخصي استفاده كرده اند يا دولتي!
تازه اونا شايد مشكل بنزين دارند ، ما كه نداريم.
اونا يارانه نمي گيرند ، اما ما گيريم.

*به قول مولانا: ماهي ز سر گنده گردد ني ز دم

*بنام حضرت حق - من در يك اداره 100درصد دولتي كار ميكنم ديروز دوست خانمم به خانمم گفت كه همسر م به علت كارهاي خيلي زياد او در اداره ما اداره يك خودروي شخصي همراه با راننده در اختيار خانواده ما گذاشته .اصلا خودمان را با سويد مقايسه نكنيم كار در ايران عزيزمان زياد است.گزارشتون خيلي خوب بود دستتون درد نكنه .ا

*ياد جمله زيبايي از مرحوم اسدآبادي افتادم: در غرب مسلمان نديدم مسلماني ديدم.در كشورهاي اسلامي مسلمان ديدم مسلماني نديدم.

*مردم اونجا سوسولن مسولاشونم سوسول.ما مردم و مسئولامون خيلي پوست كلفتن

*در اختيار داشتن منابع پولي عمومي خود به خود توليد فساد مي كند و مواردي اينچنين در همه جا پديد مي اورد منتها دو عامل بازدارنده وجود دارد يكي چشمان بيداري كه بر كردار مسئولين نظارت مي كند مثل مطبوعات و دوم هم وجدان وايمان شخص در اروپا اولي به نحو احسن وظيفه اش را انجام مي دهد و دومي هم كما بيش هست اما در كشور ما از مطبوعه اي كه نظارتي اينچنين كند خبري نيست ودومي هم كمكمك پريده ونه تنها استفاده از بيت المال در امور شخصي قبح خود را از دست داده كه نوعي رقابت بر سر استفاده بيشتر وجود دارد

*خداوكيلي توصيه هاي اسلام دركجاعمل مي گرددايران ياآنجا؟

*يادم افتاد به حضرت علي و برادرش و قضيه بيت المال و آهن گداخته و ...
به راستي پيروان علي ما هستيم ؟
پس سيد جمال الدين اسد آبادي راست گفته بود كه در فرنگ ، مسمان نديدم ولي مسلماني (اسلام) را ديدم!

*ببخشيد اين بله آخر به كل خبر مي ارزيد اما نگفتيد ازكدام دهان مباركي خارج شده ؟

*اگه حرف بزني ميشه تضعيف و ايجاد بد بيني و...... اگرم نزني كه ميسوزي خدائيش ادم ميمونه كه چكار بكنه

*با سلام ؛جاي بسي تاسف است كه غير مسلمانان در مسايل اجتماعي فرهنگي سياسي و... كه مورد تاكيد اسلام است ؛ از ما مسلمانان پيشي گرفته اند و روز به روز اين فاصله بيشتر مي شود.ما مسلمان هستيم ولي ديگران به دستورات اسلامي عمل مي كنند وطبيعي است كه نتيجه ي آن را هم كه سعادت دنيايي است مي بينند.آخرت را هم كه خدا ميداند.

*در ايران هم به خاطر تصادفات جاده ، سقوط سريالي هواپيما ، خروج قطار از ريل و امثال آن وزير محترم با لبخند مليح جواب افكار عمومي را مي دهد.

*وقتي شهرداري جريمه رانندگي مسئول رده بالاي خودش را از تنخواه پرداخت مي كند برو تا آخر قصه

*ببين عصر ايران داري تشويش اذهان عمومي مي كني . من هم اين ذهن آرامم كمي مشوش شده؟
اين كاملا معلوم است دشمنان دارن اينكار ها را انجام مي دهند كه ما دچار ياس و نا اميدي شويم.
يكي از مواردش اين است كه اونا مي خواهند بگن توي كشورشون فقط آدماي خوب مسولين مي شوند . اما ما به آنها نشان خواهيم داد هر كسي مي تواند مسولين شود.

*عزيزان بيت المال اسمش روشه يعني اموال متعلق به مسئولين محترم و اين ما هستيم كه اين واژه رو اشتباه معنا ميكنم مسئولين كه گناهي ندارند.

*اين قدر خالي نبنديد

*اين مقالتون باعث ميشه اسلام و انقلاب به خطر بيافته
نكنه فتنه گر هستيد؟

*به نظرم اين خبرو بايد فرزندان هاشمي بخوانند

۱۳۸۹ آبان ۱۲, چهارشنبه

….اگر انقلاب نمی شد

مسلما اگر انقلاب نمی شد بسیاری از افرادی که امروز در صحنه های سیاسی و فرهنگی کشور می بینید دیگر قادر به خود نمائی به زور پول نفت و تلویزیون میلی حکومت اسلامی نبودند و برای کسب درآمد و بدست آوردن یک لقمه نان؛ مجبور به کار کردن وزحمت کشیدن می بودند.


آقای علیرضا افتخاری:



حسین شرف نداری با شغل شریف لبو فروشی:


احمد جنتی مشغول به کار در موزه ملی بریتانیا، بخش اشیاء باستانی:


ضبط دزد معروف، احمد رضا رادان



جعفری و رادان، دوتن از اشرار معروف تهران توسط پلیس دستگیر می شدند:



محمود امروز یک کارگر شریف شهرداری بود و با دو فرزند خود زندگی آرامی را سپری می کرد