۱۳۸۹ اردیبهشت ۹, پنجشنبه

اظهار نگرانی اهل سنت ایران از تبعیض مذهبی در دانشگاهها و پادگانها


منابع اهل سنت در ایران تاکید کردند دولت ایران اقامه نماز جماعت در دانشگاهها و پادگان ها را ممنوع کرده است.

به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از العربیه، بر اساس گزارشی که روزنامه الشرق الاوسط ، منابع اهل سنت که نخواستند نامشان منتشرشود این اقدام را درچارچوب تبعیض هایی قلمداد کردند که از چندین سال در ایران علیه اهل سنت اعمال می شود.

این منابع تاکید کردند جلوگیری از اقامه نماز در دانشگاهها و پادگان ها پس از آن صورت می گیرد که دولت ایران اقامه نمازجمعه در منازل در تهران ، اصفهان ، شیراز ، کرمان و یزد را ممنوع کرد.

عبدالحمید اسماعیل زهی بزرگترین مرجع اهل سنت در ایران و امام جمعه مسجد مکی در زاهدان از بزرگترین مساجد اهل سنت در ایران پیش از این از " تنگناهایی که برای اهل سنت در ایران ایجاد می شود " اظهار تاسف کرده بود.

او گفته بود :" از اینکه برخی افراد از اقامه نماز جمعه در منازل جلوگیری می کنند متاسفیم . این افراد تنگ نظر و دارای انحراف فکری هستند و بیش از اندازه نسبت به مسائل مساجد ، مدارس و تبلیغ از خود حساسیت نشان می دهند این در حالی است که این امور به اختلافات سیاسی ومذهبی ربط ندارد.

وی تاکید کرد " قانون اساسی هیچ کس را از پرداختن به اموردینی خویش چه مسلمان باشد و یا غیرمسلمان ممنوع نمی کند."

امام جمعه اهل سنت افزود : " نباید از اقامه نماز جلوگیری کرد . بلکه باید همه را به اقامه نماز دعوت کرد . ما امیدواریم که همه مسلمانان چه شیعه و چه سنی به اقامه این نماز که پس از توحید از مهمترین ارکان دین است اقدام کنند."

عبدالحمید اسماعیل زهی مخالفت مسئولان با ساخت مساجد ، مدارس ، مراکز علمی برای اهل سنت را متناقض با اصول حکومت دینی به شمار آورد.

او افزود:" شیعیان می توانند در برخی روستاها که حتی یک خانواده بیشتر ندارد مسجد بسازند اما مشکلی که باعث نگرانی است این است که به ما اجازه نمی دهند در شهرهای بزرگ که تعداد زیادی از اهل سنت در آنها زندگی می کنند مسجد و یا مدرسه تاسیس کنیم.

به گفته او " مسئولی که اقامه نماز در دانشگاهها را ممنوع می کند بی دین است . و هیچ شناختی از خدا ندارد ."

وی گفت :" خودداری افراد از اقامه نماز پشت سر امام جماعتی که از مذهب دیگری باشد جهالت است."

اسماعیل زهی مسئولان و سید علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران را خطاب قرار داد و گفت :" اقامه نمازهای جماعت و جمعه برای اهل سنت از ابتدایی ترین حقوقی است که در قانون آمده است."

وی گفت :" ما با قانون اساسی مشکلی نداریم اما مشکل اینجاست که اقدامات خودسرانه و مستبدانه برخی جریان های تندرو در برخی مناطق اهل سنت باعث نگرانی ما شده است."

او افزود :" نماینده ولی فقیه در یکی از شهرهای اهل سنت اقامه نماز جمعه برای آنها را ممنوع کرده است . آنها هرچند که اقلیت هستند ، اما می خواستند نماز جمعه اقامه کنند ولی نماینده ولی فقیه مخالفت کرد و به آنها گفت :" باید پشت سر من نماز بخوانید."

وی این " عملکرد منفی " را محکوم کرد و این سوال را طرح کرد که بر اساس چه قانون ودینی اقامه نمازهای جماعت و یا جمعه برای اهل سنت ممنوع است."



۱۳۸۹ اردیبهشت ۷, سه‌شنبه

ندا نماد مخالفت با استبداد، چهره سال، چهره ایران, 30 خرداد


در آن روز 30 خرداد 88 در یک خیابان فرعی تهران، نه یک مرد جوان، نه یک زن مسن، نه فردی از این یا آن گروه، و یا حتی فردی که در «انتخابات» شرکت کرده و در پی پس گرفتن «رأی» خود باشد، بلکه یک زن جوان و به دور از هر گونه گروه سیاسی درگیر در «انتخابات» کشته می شود. زن جوانی که شکل و شمایل زندگی اش در چهارچوب تنگ جمهوری اسلامی نمی گنجد. نه به هر نامی، بلکه با نامی مختصر و مفید! تو گویی تاریخ به یک انتخاب آگاهانه دست زده است تا از یک سو راه را بر سوء استفاده گروه های سیاسی سد کند و از سوی دیگر با نام و مرگی زیبا برای یک ملت، نه قهرمان، بلکه یک نماد و نشانه انکارناپذیر بیافریند».

زندان جای زندگی نیست مگر وقتی انسان جایی بهتر از زندان برای زندگی نداشته باشد

اندکی بعد از انقلاب 57 درهای زندان برای خروج زندانیان توده‌ای گشوده شد. یکی از رهبران سابق حزب توده که به حبس طولانی محکوم شده بود و از سالها پیش در زندان به سر می‌برد عطای این آزادی را به لقای آن بخشید و اظهار داشت که تصمیم ندارد قبل از پایان دوران محکومیتش زندان را ترک کند. وقتی از وی سؤال شد به چه دلیل ماندن در زندان را ترجیح می‌دهد، پاسخ داد: کجا بروم بهتر از اینجا؟ در آن سوی دیوار کسی منتظر من نیست. نه خانه‌ای دارم و نه خانواده‌ای. خانۀ من، همینجاست و خانواده‌ام نیز همین‌ها که در زندان دیده و شناخته‌ام. سالهاست در اینجا محبوسم و با این‌ها مأنوس. سر پیری، از اینجا پایم را بیرون بگذارم نه معاشری خواهم داشت نه سرپناهی!

مشابه این داستان را از قول یک هم لباس و هم زندان شیخ صادق خلخالی شنیده‌ام.

او، که در دوران بعد از انقلاب به وکالت و سفارت رسید، تعریف می‌کند: با خلخالی، در زندان شاهنشاهی همبند و همدم یکدیگر بودیم. نزدیک عید دستور آزادی ما صادر شد و گفتند که می‌توانیم نوروز را در کنار زن و فرزندمان جشن بگیریم. یکی از روزهای سرد و بارانی اواخر اسفند بقچه ما را زیر بغلمان گذاشتند و مرخصمان کردند. از زندان شهربانی که بیرون آمدیم خلخالی شروع کرد به نق زدن و عزا گرفتن که حالا ما می‌رویم به قم، می‌افتیم به دردسر دید و بازدید. با جیب خالی نه می‌توانیم رخت و لباس برای زن و فرزندمان تهیه کنیم، نه می‌توانیم آجیل و شیرینی برای پذیرایی از دوستان بخریم، حال و حوصله بیا و برو و دید و بازدید هم نداریم. بهتر است برگردیم به زندان!

گفتم آخر ما را از زندان مرخص کرده‌اند و دیگر به آنجا راهمان نمی‌دهند.

گفت راهش را من می‌دانم.

رسیده بودیم به میدان توپخانه. خلخالی جلو افتاد و من به دنبال. کفشها را از پا درآوریم و پاچه شلوار را بالا زدیم و رفتیم وسط میدان، به شیوۀ سینه زنان دم گرفتیم:

گفتی که نان ارزان شود، کو نان ارزانت؟

عمّه‌ت به قربانت!

جمعیت به مشاهدۀ دو آخوند با آن حالت دور ما جمع شد و غلغله در گرفت. پاسبان پست خودش را به وسط انداخت و تشرزنان پرسید این چه بساطی است راه انداخته‌اید. خلخالی جواب داد ما با شاه مخالفیم، با دولت مخالفیم، ما را بگیرید و به زندان ببرید!

رنگ از روی پاسبان پرید. جلوتر آمد و با لحنی ملتمسانه دستی به چانه‌اش کشید و گفت «شما را به خدا، به هر که می پرستید بروید جای دیگر این حرفها را بزنید و منِ سیّد اولاد پیغمبر را شب عیدی به دردسر نیندازید»!


با همۀ این احوال، زندان داریم تا زندان. زندانبان داریم تا زندانبان.

در چند شماره اخیر «کیهان» یادداشتهای موشکافانۀ ایرج هاشمی‌زاده را خواندید که به راهنمائی چریک پیر، محمود اعتمادزاده (الف. میم. به آذین) به زندانهای قبل و بعد از انقلاب سر کشیده و تصویری از هر کدام به دست داده است. با هر دو زندان، در دو سیستم متفاوت، آشنا شدیم و نیز با زندانیان و زندانبانان. ملاحظه فرمودید که سیستم هرچه باشد، فضای زندان تا چه حد از زندانی و زندانبان تأثیر می‌پذیرد.

این اواخر، خودکشی‌های مکرر در زندان‌های فرانسه سر و صدای زیادی در مطبوعات و محافل برانگیخته است. مطبوعات قضیه را پیگیری می‌کنند، مقامات دولتی هم قول داده‌اند بازرسی‌های لازم به عمل آورند و علت خودکشی‌های زندانیان را کشف و برطرف سازند. در این میان یک زندانی سابق فعالانه وارد میدان شده و براساس تجربۀ شخصی خود اعلام کرده است برای جلوگیری از خودکشی‌ها ـ که معلول افسردگی روحی و آن خود مخلوق حال و هوای زندان است ـ باید فضایی به وجود آورد. او، پی‌یر بوتون نام دارد. زمانی که در کار داد و ستد و سرمایه‌گذاری فعالیت داشت به سوءاستفاده از اموال عمومی متهم شد و مدتی در بازداشتگاه «نانتر» ـ حومۀ پاریس ـ زندانی بود. حالا با هدف حمایت از زندانیان یک بنیاد نیکوکاری تاسیس کرده است و صبح تا شام از این زندان به آن زندان، از این بازداشتگاه به آن بازداشتگاه سر می‌کشد و با مدیران و مسؤولان مذاکره می‌کند تا موافقتشان را برای اجرای برنامه‌های سالم سازی محیط زندان، از طریق نمایش فیلمهای شاد و کارتون، نقاشی روی دیوار با رنگ‌های زنده، احداث دوش حمام و توالت تمیز جلب کند. به اعتقاد این زندانی پیشین، وقتی انسان در یک فضای غم گرفته و نه چندان تمیز محبوس باشد، کم‌کم از زندگی سیر می‌شود و میل به خودکشی پیدا می‌کند. حتی اگر داغ و درفش و شکنجه و تعزیر در کار نباشد...

۱۳۸۹ اردیبهشت ۵, یکشنبه

آقازاده‌ها کجا هستند؟


چندی پیش یکی از رسانه‌های نزدیک به جناح حاکم ادعا کرده بود که تعداد زیادی از آقازاده‌ها و فرزندان بزرگان نظام در خارج از کشور به سر می‌برند.

به گزارش شبكه خبر مسیحیان فارسی زبان خبرنگارخودنویس در دوبی به بررسی این خبر پرداخته است، چه بسیاری از اقوام و خویشان این گروه در کشوری جمع شده‌اند که مدعی جزایر سه‌گانه ایران در خلیج فارس است.

حضور دختر حداد عادل و باجناق مجتبی خامنه‌ای در ایالات متحده نمی‌تواند
بدون اطلاع ولی نصر، مشاور دولت آمریکا باشد. بر اساس گزارش‌های رسیده، دختر آیت‌الله شاهرودی نیز در ایالات متحده آمریکا زندگی می‌کند.

لیلا، دختر سید محمد خاتمی در بوستون دیده شده است، البته دختر دیگر سید محمد خاتمی در سال‌های اخیر در ایتالیا زندگی می‌کرده است.

بر اساس همین گزارش، دختر رضا خاتمی نیز در انگلیس زندگی می‌کند.

خانواده لاریجانی نیز سهم خود را آقازاده‌های مسافر دارند. بنا به شنیده‌ها، دختران علی و جواد لاریجانی در اسکاتلند درس می‌خوانده‌اند. پسر جواد و دختر فاضل لاریجانی نیز به کانادا رفته‌اند.

بنا به خبرهای پیشین، یکی از پسران آیت‌الله مصباح یزدی نیز در کانادا است.

مهدی هاشمی اما پر سر و صداترین آقا زاده مورد بحث هم در دوبی و هم در انگلیس دیده شده است.

همچنین، برادر عزت‌الله ضرغامی، رییس صدا و سیمای جمهوری اسلامی در دبی سکونت دارد.

بر اساس همین گزارش برادر سید حسن فیروزآبادی در دبی، پسر محسن رضایی در آمریکا، برادر رحیم صفوی در انگلستان، داماد محمدی گلپایگانی در دوبی و پسر ناطق نوری هم در دوبی زندگی می‌کنند.

بسیاری از فرزندان معاونان دولت نیز در اندونزی و مالزی سکونت دارند.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۴, شنبه

گوشه‌ای از خصوصیات مصدق


قسم مصدق همیشه" به حق خدا " بود. دو تا یتیم از بچه‌های احمدآباد همیشه در خانه‌اش بود و اینها را بزرگ می‌کرد.زندگی‌اش فوق‌العاده ساده بود . چه هدایا برای شخص ایشان و چه برای دولت محال بود به منزل بیاید. هیچ سرسوزنی نمی‌گرفت.یک کلمه دروغ از دهانش درنمی‌آمد. یک وعده حرام نمی‌گفت. بیست و هشت‌ماه نخست وزیری مصدق یک ریال از اعتبار دولت بابت مخارج دفتر نخست وزیری خرج نشد. همه خرج‌ها را شخصا می‌پرداخت. خرج نهار و شام و صبحانه 50 سرباز و درجه دار که آنجا بودند را خود مصدق می‌داد.همچنین عیدی‌ها و هزینه‌ها و پاداش‌Ù‡ا را. دکتر مصدق در عرض بیست ‌و هشت ماه حکومت از جیب خودش حدود دومیلیون و ششصد‌هزار تومان خرج کرد.مصدق کوچک ترین هدیه را حتی از صمیمی‌ترین دوستانش نمی‌پذیرفت. یادم هست خبر آوردند که آقای امیر تیمور کلالی ، از دوستان مصدق، یک کامیون کوچک خربزه از مشهد فرستاده بودند. وقتی خبر آوردند که خربزه را آورده‌اند اوقاتش تلخ شد و گفت: این چه کارهایی است؟ این چه بدعت‌های بدی است؟ من خربزه می‌خواهم چه کار؟ بگویید برگردانند. گفتم آقا به امیر تیمور توهین می‌شود. از روی اخلاص و ارادت این کار ±ا کرده. اگر کامیون به مشهد برگردد راه که آسفالت نیست و عمده‌اش خاکی است. همه خربزه ها می‌شکند و خراب می‌شود. گفت اجازه نمی‌دهم یک‌دانه از این خربزه‌ها به خانه من وارد شود.گفتم پس اجازه بدهید اینها را ببریم دارالمجانین. گفت ببرشان. خربزه ها را بردیم آنجا. بعد از آن مصدق، نریمان شهردار تهران را احضار کرد و گفت: مطالعه کن و ببین چه محل درآمدی پیدا می‌کنی که جیره مریض‌های آنجا را بالا ببری که مریض‌هایی که آنجا می‌خوابند از لحاظ غذا و پرستار و دوا در مضیقه نباشند. بعد از آن بود که جیره هر مریض از 3 تومان به 10 تومان افزایش یافت.
یک‌بار پیشکارش که شرافتیان نام داشت و 46 سال پیش او بود بر حسب تصادف با سایر کارمندان بانک و نخست‌وزیری سوار ماشین نخست‌وزیری شده بود. مصدق چنان توپ و تشری به او زد که به چه مناسبت تو که کارمند دولت نیستی سوار ماشین دولتی شدی؟ خود مصدق یک دفعه هم ماشین نخست‌وزیری را سوار نشد. یک پلیموت سبز رنگ داشت که از آن استفاده می‌کرد. همه چیزش ملی بود. لباس ˆ کفش و همه چیزش وطنی بود. او هیچ چیز خارجی نداشت. فقط موقعی که می‌خواست به آمریکا برود یادم هست که یک دست لباس اسپورتکس برایش دوختند. آن را از لاله‌زار خریده بودیم بیشتر هم علتش این بود که چندان اتو لازم نداشت و چروک نمی‌شد
>
.
دکتر مصدق به خصوصیات اخلاقی و شخصی ما توجه داشت.اگر به فرض می‌فهمید که من مشروب می‌خورم محال بود مرا نگه دارد. اگر به فرض می‌شنید که پکی به تریاک می‌زنم محال بود مرا تحمل کند.یک بار فهمید که یکی از کارکنان دفتر زن جوانی را صیغه کرده و شب ها به منزل او می‌رود و به زن اولش می‌گوید من در دفتر مصدق هستم. دکتر مصدق به من گفت: آقای خازنی من دروغ را از هیچ‌کس نمی‌بخشم. این دروغ گفته، ثانیا هوس زن جوان کرده ، این زن جوانی و عمرش را در این خانه گذاشته، با فقر و بدبختی‌اش گذرانده حالا او رفته زن دیگر گرفته؟ از کسانی که چند تا زن داشتند خیلی بدش می‌آمد.اصلا از اینها متنفر بود.مخالف شدید آنها هم بود. گفت دستور بده که حقوقش را به خودش ندهند. به خانم اولش بدهند. کارهای حقوقی‌اش را انجام دادم و از آن به بعد حقوق آن شخص را به زن اولش می‌پرداختند
>
.
یک بار آقا مرا خواست در حالی که عصبانی بود. گفتم آقا چه شده؟ گفت این مش مهدی آبروی ما را برده. گفتم چه کار کرده؟ گفت: از این بالا نگاه می‌کردم دیدم در کنار سینی سربازها، یک‌چهارم طالبی گذاشته‌اند. آقا سرباز باید یک‌چهارم طالبی بخورد؟ اقلا نصف طالبی بدهند. غذای آنها را مراقب بود که بهترین غذا باشد. در همان آشپزخانه‌ای که نهار خودش را می‌پختند، غذای سربازها را هم می‌پختند.خلاصه سر طالبی غوغایی کرد
>
.
به آقا گفتم قرار است ارباب مهدی یزدی، رئیس هیئت مدیره وارد کنندگان چای ، می‌خواهد بیاید. گفت برای چه می‌خواهند بیایند؟ گفتم احتمالا راجع به چای است چون کسانی که می‌‌خواهند بیایند بزرگترین واردکنندگان چای هستند. گفت خیلی خوب. یک ربع قبل از اینکه اینها بیایند به مش مهدی گفت که از آن چای لاهیجا † اعلی دم کن، میهمان می‌آید.وقتی مهمان‌ها آمدند دستور داد چای آوردند. چای لاهیجان هم واقعا معطر و عالی است. وقتی آنها چای را خوردند از ارباب مهدی پرسید: چای چطور بود؟ خوب بود،بد بود؟ خوب دم کشیده بود یا نکشیده بود؟ ارباب مهدی گفت خیلی عالی بود. گفت: این همان چای ایران است. وقتی گفت این چای ایران است آنها حرفشان را اصلا نزدند و مطرح نکردند که اجازه بگیرند چای از خارج بیاورند. مجلس به همین ترتیب با خوردن یک چای تمام شد

۱۳۸۹ فروردین ۲۷, جمعه

آخرین عکس خبری از لیدی گا گا بعد از شکست از میر حسین موسوی ( عکس طنز)




وای اگر لیدی گا گا حکم جهادم دهد.

محمد خاتمی: متاسفیم

رئيس دولت اصلاحات تاكيد كرد:ملاك وحدت و همدلی حركت در چارچوب قانون اساسی و تأمین منافع و مصالح ملّی است.

سیدمحمد خاتمی در دیدار با جمعی از نخبگان اجتماعی و دانشگاهی با بیان اینکه ملاك وحدت و همدلی، حركت در چارچوب قانون اساسی و تأمین منافع و مصالح ملّی است، اظهار داشت: متأسفیم كه طی ماه‌های گذشته به جای تلاش برای همبستگی ملّی بیشتر جریاناتی در جهت ایجاد افتراق و تشدید كینه‌ها و بدبینی‌ها و حذف و دفع بخش‌های مهمی از جامعه كوشیده‌اند.

وي افزود: ایران برخوردار از ظرفیت‌های فراوان تاریخی، معنوی، اجتماعی، انسانی، مادی و امتیازات ناشی از موقعیت بی‌نظیر جغرافیای سیاسی و جغرافیای راهبردی است.
خاتمي ادامه داد: بزرگترین ظرفیت این سرزمین در عظمت، هوشیاری و آگاهی ملّت شریف ایران نهفته است و نشانه این عظمت و ظرفیت را از جمله در انقلاب بزرگ اسلامی می‌بینیم كه چگونه یك ملّت با دست‌های تهی ولی دلهای پر از ایمان و با جهت‌گیری روشن به سوی هدف آزادی و استقلال حركت كرد و به یاری خداوند جمهوری اسلامی را تأسیس كرد.

رئیس‌جمهور سابق کشورمان تصریح کرد: جمهوری اسلامی بدین معناست که در آن هم مردم مبنا و محورند و هم ملاك و معیار رابطه میان اعضاء جامعه بخصوص حكومت و مردم، ارزش‌های اسلامی و معنوی به خصوص عدالت و اخلاق است.

وی تاکید کرد: در این مدت سی سال نیز این ملّت بزرگ علی‌رغم همه مشكلات درونی و بیرونی گامی از اهداف مورد نظر واپس ننهاده است و هر هزینه‌ای را نیز برای تأمین خواستهای بلند خود پرداخته است.

رئیس بنیاد باران با بیان اینکه امروز این جامعه پویا بیش از هر زمان نیاز به آرامش، نزدیكی دلها به یكدیگر در عین تكثر و تنوع دارد، اظهار داشت: ملاك وحدت و همدلی نیز حركت در چارچوب قانون اساسی و تأمین منافع و مصالح ملّی است كه در شعارهای روشن مردم در دوران انقلاب و پس از آن تجلّی داشته است.

وی ادامه داد: ایران نیازمند تلاش و توان همه فرزندان، اجتناب از خشونت، پافشاری بر شرع و قانون و بخصوص قانون اساسی به عنوان یك كل جامع، احترام به مردم و حقوق آنان و تلاش برای ایجاد رونق اقتصادی و بسط و تعمیق عدالت واقعی و دفع خطرات و تهدیدات است كه اينها از جمله اموری است كه می‌تواند زمینه‌ساز بهره‌برداری از همه ظرفیت‌ها در جهت امنیت و پیشرفت و سرافرازی باشد و این‌همه در پرتو همدلی و همراهی میسر است.

خاتمی با اشاره به حوادث بعد از انتخابات، گفت: متأسفیم كه طی ماههای گذشته به جای تلاش برای همبستگی ملّی بیشتر، جریاناتی در جهت ایجاد افتراق و تشدید كینه‌ها و بدبینی‌ها و حذف و دفع بخش‌های مهمی از جامعه كوشیدند و وضعیتی كه در درجه اول زیانش متوجه اصل نظام و نیز ایران و ایرانی است، پیش آمد.

وی افزود: تلطیف فضای جامعه و عبور از وضعیت امنیتی به سوی فضای سیاسی سالم كه در آن آزادیهای اساسی مورد احترام بوده و داور اصلی قانون اساسی باشد می‌توانست و می تواند امید را نسبت به آینده بیشتر كند.

رئیس دولت اصلاحات یادآور شد: پیشتر هم گفته‌ام كه انتظار بوده و هست كه سال جدید را با توقف برخوردهای نامطلوب و آزادی زندانیان و باز شدن فضای سیاسی آغاز كنیم و در آستانه سال نو نیز نشانه‌هایی هرچند اندك از این تغییر فضا و روش و رویه به چشم می‌خورد كه موجب امیدواری در بخش‌های مهمی از جامعه بود.

خاتمی با بیان اینکه به نظر می‌رسد كه عواملی هستند كه نمی‌خواهند این روزنه گشوده‌تر شود و فضا را بسته می‌طلبند، گفت:آیا اینها نشان از آن ندارد كه علی‌رغم تدبیر و صلاح‌اندیشی خیرخواهان نظام و ایران و مسئولان اصلی، كسانی هستند كه مانع تغییر فضا به سوی همدلی می‌شوند؟

وی ادامه داد: شنیده می‌شود كه بجای بازكردن فضا و اجرای قانون اساسی در جهت آزادی‌های اساسی احزاب و فعالیت‌های سیاسی، برنامه‌هایی در جهت محدود كردن بیشتر فعالیت احزاب و افراد در دست تهیه و اجرا است. این شیوه‌ها فقط می‌تواند فضا را تنگ‌تر، دلها را از همدیگر دورتر كند و باعث رشد كینه و بدبینی شود و راه را برهرگونه حركت به سوی تلطیف فضا ببندد و باز هم می‌گویم كه اگر چنین شود بیش از همه به نظام جمهوری اسلامی جفا شده است و حاصل كار، تهیه خوراك تبلیغی مسموم علیه جمهوری اسلامی و افزایش التهاب عمومی است.

وی ابرازامیدواری کرد كه خیرخواهان مؤثر در جریان امور بكوشند تا با محدود كردن شیوه‌های نامطلوب و آزادی هر چه بیشتر افراد و نیز بازشدن فضای سیاسی، هم حق و حرمت مردم و دفاع از منافع و كرامت شهروندان را پاس بدارند و هم فضا را به سوی لطافت بیشتر رهنمون شوند.

رئيس بنياد باران خاطر نشان کرد: ندای خیرخواهی صلاح و اصلاح همچنان باقی است و اجتناب از خشونت و فراهم آوردن فضای تبادل نظر و نقد و گفتگو و فعالیت مؤثر همگان در جهت آبادانی و آزادی میهن و دستیابی به هدفهای بلندی كه برای پیشرفت كشور و تقویت مردم‌سالاری سازگار با دین در متن انقلاب و مورد مطالبه ملّت بزرگ بوده است، راه منحصر به فرد تأمین مصلحت انقلاب و كشور و مردم و مورد نظر همه آنان است كه صلاح و خیر جامعه و نظام را طالبند.